از ســـــاحلِ امنِ خویش بزن به دریاهای دور
ارديبهشت ۹۵
من خیلی راحت طلبم..دوس دارم لم بدم رو کاناپه و موفق بشم، پزشک شم، گیتاریست، طراح گرافیک، دارو ساز، عکاس، نقاش، و دوس دارم آشپزی یاد بگیرمو هرروز برم باشگاه و استخر و کافی شاپ. ولی نشتم یه جا. البته تنبل نیستما! همش درحال راه رفتن و جنب و جوش، ولی راحت طلب.
ولی همین الان، صبحِ ۹ اردیبهشت، تصمیم گرفتم پاشم، از جای امنم بیام بیرون، خطر کنم تجربه کنم سختی بکشم....و زندگی کوتاه تر از ایناس که کُلّشو با رویاپردازی تلف کنیم........
و این یه چَلِنجه، اگه تا پس فردا نتونم تصمیممو عملی کنم، برا تنبیه خودم این وبلاگو حذف میکنم.